در خيال تو بسر بردن اگر هست گناه . . .
تاريخ: Mon 29 Sep 2008 ساعت :2:38 AM
به ياد همه ي نوشتن هاي شاد و صادقانه مان . . .
به ياد تمام خاطرات کودکانه مان . . .
به ياد آن روزهاي رفته از دست
که دست سرنوشت من و تو را به اجبار بر يک نيمکت نشاند ! و در يک نگاه کشاند و در يک دوستي پيچانيد ! و در يک زنگ تفريح شروعمان کرد ! و در يک آشنايي . . .
اما امروز جدايمان کرد ! کاش بودي و ميديدي الانم را . . .!
به ياد تمام خاطرات کودکانه مان . . .
به ياد آن روزهاي رفته از دست
که دست سرنوشت من و تو را به اجبار بر يک نيمکت نشاند ! و در يک نگاه کشاند و در يک دوستي پيچانيد ! و در يک زنگ تفريح شروعمان کرد ! و در يک آشنايي . . .
اما امروز جدايمان کرد ! کاش بودي و ميديدي الانم را . . .!
به ياد تمام خاطرات کودکانه مان . . .
به ياد ِ شب هاي سرد و باراني پاييز شمال . . .
به ياد همه ي آن قرار هاي گرم و دوستانه و بد قولي هاي تغيير ناپذير من ! . . .
راستش را بگويم . . . امشب دلم خيلي گرفته !
آخر امشب باران ميايد !
و همان شبهاي سرد و باراني گذشته دوباره برايم تداعي شده !
کاش بودي و ميديدي که باران دلم هم جاريست !


