چقدر بده که دلت بخواد بنویسی , اونم برای یکی از نزدیکترین دوست هات , اما ندونی چطور بگی !
اُه . . . لیلانا ! امشب عجیب دلم میخواد برات بنویسم ! از همه چیز. . . از همه کس . . . از آدمایی ک حتی توی یک درصد ذهنشون جایی نداری و از آدمایی که حتی تو یک درصد ذهنت جایی ندارن ! بزار به زبون همیشگی و صاف و ساده ی خودمون برات بنویسم. . . همون زبونی که با نگاه و بدون کلام بهم چیز می فهموندیم ! آخه چطور با نگاهم بهت حرفامو بگم !؟. . . اونم وقتی که face to face نیستیم !؟ . . .
پستی آدما رو باور نکن !
حتی اگه بهت خیانت کنن . . .
حتی اگه دلتو بشکنن . . .
حتی اگه ازشون انتظار برخورد دیگه ای داشتی . . .
پستی آدما رو باور نکن !
حتی اگه بیمعرفت باشن . . .
حتی اگه فراموشت کنن . . .
حتی اگه عوض شده باشن . . .
پستی آدما رو باور نکن !
حتی اگه اونطور که تو قلب و ذهنت جا باز کرده بودن نباشن . . .
حتی اگه دروغ بگن . . .
حتی اگه ساده فرضت کنن . . .
پستی آدما رو باور نکن !
حتی اگه سردی بهت هدیه بدن . . .
حتی اگه براشون مهم نباشی . . .
حتی اگه خرابت کنن . . .

پستی آدما رو باور نکن !
حتی اگه . . .
این تو ای که گرما بخش محفل دیگرانی . . .
مثل خورشیدی که بود و نبود " موجودات " براش مهم نیست !
پستی آدما رو باور نکن !
به ياد تمام خاطرات کودکانه مان . . .
به ياد آن روزهاي رفته از دست
که دست سرنوشت من و تو را به اجبار بر يک نيمکت نشاند ! و در يک نگاه کشاند و در يک دوستي پيچانيد ! و در يک زنگ تفريح شروعمان کرد ! و در يک آشنايي . . .
اما امروز جدايمان کرد ! کاش بودي و ميديدي الانم را . . .!
به ياد تمام خاطرات کودکانه مان . . .
به ياد ِ شب هاي سرد و باراني پاييز شمال . . .
به ياد همه ي آن قرار هاي گرم و دوستانه و بد قولي هاي تغيير ناپذير من ! . . .
راستش را بگويم . . . امشب دلم خيلي گرفته !
آخر امشب باران ميايد !
و همان شبهاي سرد و باراني گذشته دوباره برايم تداعي شده !
کاش بودي و ميديدي که باران دلم هم جاريست !


